تبليغاتX
شهر فرنگ

چهارشنبه دهم تیر 1388

امان از دست این زنها !!!!!!!!!

 خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریکی است

 نور را آفرید دید هیچ مشکل دیگه ای نداره زن را آفرید!

 

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا' وجود نداره !

 

سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای که

 دهانشون بسته است عکس بگیره !

 

همیشه عکس همسرت رو تو کیفت بزار تا هر وقت مشکل بزرگی واست پیش اومد

   به عکسش نگاه کنیو بدونی مشکل بزرگتری هم داری !!

 

زن مثل ویروس میمونه اگه وارد زندگیت بشه

:1-جیبهاتو serch میکنه.

2-پول(...)و موبایلتوscan

3-خوشیهاتو cancel

4-آخرش هم مخت هنگ میکنه !!!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در 17:10 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم تیر 1388

فایلهای محرمانه کول دیسک خود را پنهان سازید

اگر دقت کرده باشید مشاهده می کنید که USB درایوها کم کم جایگزین CD و DVD شده اند و حتی دستگاههای پخش کننده مالتی مدیا نیز مجهز به درگاه USB شده اند. همگانی شدن استفاده از USB نیز سبب شده تا این درایوهای کوچک به اشکال و اندازه های مختلف مطابق با سلایق گوناگون و با قیمتهای ارزان در اختیار کاربران قرار گیرد.

کوچکی ، سبکی ، قیمت ارزان و اشکال مختلف این وسیله سبب شده تا کاربران ترجیح دهند که پرونده ها ، فایلهای صوتی و تصویری و برنامه های قابل حمل و نقل خود را با این وسیله ها جابجا کنند و در اختیار داشته باشند.

این عمومیت استفاده البته سبب بروز مشکلاتی نیز می گردد به عنوان مثال سبب دست به دست شدن کول دیسکها و چرخش آنها در میان گروههای کاری با دوستی می گردد.در نتیجه برای اینکه بتوانبد تمامی فایلهای مورد علاقه خود را اعم از شخصی یا عمومی همیشه در یک درایو USB  با خود داشته باشید چاره ای ندارید جز اینکه از دسترسی غیر مجاز به فایلهای شخصی خود در کول دیسک جلوگیری کنید و چه بهتر که با مخفی سازی این عمل را انجام دهید.

برنامه ای که معرفی می شود توانایی مخفی سازی فایلها و پوشه ها را به صورت انحصاری برای درایوهای USB و سایر درایوهای قابل حمل داراست.

این نرم افزار رایگان با نام WindMend Folder Hidden محیط کاربری ساده ای دارد و همانطور که اشاره شد تنها و به صورت انحصاری برای درایوهای قابل حمل کاربرد دارد و نه هارد دیسک ها.

پس از استفاده از این نرم افزار می توانید از مخفی ماندن فایلها و اطلاعات محرمانه خود مطمئن باشید به علاوه می توانید برای ورودی این نرم افزار نیز کلمه عبور معین سازید تا با اطمینان بیشتری از این نرم افزار استفاده کنید.

دانلود کنید با حجم ۱/۵۷ مگابایت

نوشته شده توسط مجتبی در 15:42 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم تیر 1388

اس ام اس روز پدر تبریک ولادت امام علی علیه السلام

 

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد . . .

 

ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

کن نظر از روی لطف، به تمام پدران

روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

 

بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم .

 


حیف
حیف که خیلی نامردی.
.
.
.
وگرنه روز مردو بهت تبریک میگفتم
 

 

اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک . . .

 

روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک . . .

 

تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی

و… بسیار سخت است … پدرم روزت مبارک . .

 

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

 

میلاد مرتضی اسدالله حیدر است

جشن ولادت علی(ع) آن میر صفدر است

زوجی برای فاطمه حق آفریده است

این زادروز همسر زهرای اطهر است

با کوردل بگو، که بجز شیر حق علی (ع)

جای ولادتش حرم خاص داور است؟.

 

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .

 

 

نوشته شده توسط مجتبی در 0:46 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم تیر 1388

شرط بندی

یك روز خانم مسنی با یك كیف پر از پول به یكی از شعب بزرگترین بانك كانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح كرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانك را ملاقات كند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی كه سپرده گذاری كرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانك برای آن خانم ترتیب داده شد .
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مركزی بانك رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت كه آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنكه صحبت به حساب بانكی پیرزن رسید و مدیر عامل با كنجكاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام كه همانا شرط بندی است ، پس انداز كرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی كه این كار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده كنم و شرط ببندم كه شما شكم دارید !
مرد مدیر عامل كه اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت 10 صبح با وكیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی كنیم و سپس ببینیم چه كسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد .
روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی كه ظاهراً وكیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست كرد كه در صورت امكان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدیر عامل كه مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به كجا ختم می شود ، با لبخندی كه بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل كرد .
وكیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل كه پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم كه كاری خواهم كرد تا مدیر عامل بزرگترین بانك كانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون كند

 

نوشته شده توسط مجتبی در 0:7 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم تیر 1388

مانعى در مسیر

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس
>
در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى
>
از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور
>
زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه
>
گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به
>
سنگ نداشتند.
>
>
>
سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين
>
گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده
>
هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد.
>
هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش
>
ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را
>
باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال
>
کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست
>
که بسيارى از ما نمی‌دانيم
>
هر مانعى، فرصتى
نوشته شده توسط مجتبی در 16:17 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم تیر 1388

خدایا جای من و زنم رو عوض کن!

مردی از هر روز سر کار رفتن خسته شده بود در حالی که می دید همسرش در خانه می ماند.

برای همین دست به دعا زد و از خدا خواست؛

خدایا. من هر روز می رم سر کار و ۸ ساعت فعالیت می کنم در حالی که همسرم تقریباً اکثر زمان را در روز می گذرد.

می خوام بدونم که من چه گناهی کردم. لطفاً جای من را با او عوض کن. آمین.

خدا صدای عاجزانه و از ته دل او را شنید و درخواستش را مستجاب کرد.

صبح روز بعد به شکل یک خانم از خواب بیدار شد.

از رختخواب بلند شد، صبحانه درست کرد و بچه ها را بیدار کرد.

لباس مدرسه آنها را به تن شان پوشاند و به آنها صبحانه داد و تغذیه آنها را آمده و بسته بندی کرد و آنها را با ماشین به مدرسه رساند.

برگشت خانه و لباس های کثیف را برای بردن به خشک شویی جمع کرد. در راه برای پرداخت قبوض در صف بانک ایستادو بعد از خشک شویی به بقالی رفت و خرید کرد.

بعد از برگشت به خانه جای گربه را تمیز کرد.

ساعت تقریباً ۱ بعد از ظهر بود. آشپزخانه و خانه را مرتب کرد. با سرعت به مدرسه رفت تا بچه ها را خانه بازگرداند. تمام مسیر دعوای بچه ها با هم اعصابش را خرد کردند.

بعد از خوراندن ناهار به بچه ها در انجام تکالیف مدرسه به آنها کمک کرد.

در حالی که تلویزیون تماشا می کرد لباس ها را هم اتو می کرد.

بعد برای آماده کردن عصرانه به آشپزخانه رفت. بعد از خوردن نوبت به شستن ظرف ها رسید.

خلاصه همین طور کار پشت کار. اون روز چنان خسته شد که شب زود به رختخواب رفت.

فردا صبح از خواب بیدار شد و در کنار رختخواب روی دو زانو رو به خدا کرد و گفت؛

خدایا من نمی دونستم. نفهمیدم. غلط کردم. خواهش می کنم من را دوباره به مرد تبدیل کن.

ندایی رسید که ما فهمیدیم که تو پشیمان شده ای. ولی خوب الآن دیگه دیر شده. نه ماه باید انتظار بکشی تا شرایطت برای به حالت اولت بازگردانده شدن مناسب شود! این درحالی بود که شوهرش (زن سابقش) از این تغییر راضی به نظر می رسید.

نوشته شده توسط مجتبی در 15:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و دوم خرداد 1388

مستجاب الدعوه

روزي مردي مستجاب الدعوه پاي كوهي نشسته بود كه به كوه نظري انداخت
و ازاونجا كه با خدا خيلي دوست بود گفت: خدايا اين كوه رو برام تبديل به طلا كن.
دريك چشم بر هم زدن كوه تبديل به طلا شد. مرد از ديدن اين همه طلا به وجد آمد ودعا كرد:
خدايا كور بشه هر كسي كه از تو كم بخواد.
در همان لحظه هر دو چشم مرد كور شد، ناگهان مرد به خودش اومد و چشم دلش باز شد و گفت: چقدر من احمقم كه فكر كردم از خدا خيلي زياد خواستم
نوشته شده توسط مجتبی در 0:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هجدهم خرداد 1388

بیوگرافی شارون استون

او در 10 مارس 1958 در ميدويل پنسيلوانيا متولد شد دومين فرزند خانواده بود (يك برادر بزرگتر نومايكل) و دو خواهر كوچكتر (كلي و پاتريك) دارد پدرو مادرش جوزف و دروتي استون هستند.  دهه 90 بعنوان دانشجوئي خلاق در زمينه نويسندگي از دانشگاه ادينبوروEdinboro پنسيلوانيا بورسيه گرفت و با نمره بسيار خوبي فارغ التحصيل شد علاوه بر علاقه او به ادبيات فيلمهاي كلاسيك هم دوست داشت.

بعد از اينكه افرادي كه مسئول انتخاب زيباترينها بودند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در 1:34 |  لینک ثابت   •