تبليغاتX
شهر فرنگ - مانعى در مسیر

دوشنبه هشتم تیر 1388

مانعى در مسیر

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس
>
در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى
>
از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور
>
زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه
>
گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به
>
سنگ نداشتند.
>
>
>
سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين
>
گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده
>
هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد.
>
هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش
>
ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را
>
باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال
>
کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست
>
که بسيارى از ما نمی‌دانيم
>
هر مانعى، فرصتى
نوشته شده توسط مجتبی در 16:17 |  لینک ثابت   •